تبلیغات
دبیرستان غیردولتی شهید مدرس
 
 
 

چارچوب بندی مشکلات

نویسنده : مجتبی مسعودی | تاریخ : 12:51 ب.ظ - چهارشنبه 18 اسفند 1395

چارچوب بندی همه چیز را تغییر می دهد

کشیشی از یک اسقف پرسید "آیا می توانم در حال عبادت سیگار بکشم" و اسقف بی پرده و محکم پاسخ داد "خیر!"

مدتی بعد، او کشیش پیر تری را می بیند که در حال عبادت سیگار می کشد، کشیش جوان با لحنی سرزنش آمیز به او گفت "نباید در حین عبادت سیگار بکشی! من از اسقف پرسیدم، و او گفت که نمی توانم این کار را انجام بدهم!"

کشیش پیر گفت: "خیلی عجیبه، من هم از اسقف پرسیدم آیا می توانم در حال سیگار کشیدن عبادت کنم و او به من گفت عبادت در هر حالتی مجاز است!"

همانطور که این لطیفه نشان می دهد، وقتی که یک مشکل را چارچوب بندی می کنید تاثیری عمیق بر راه حلی که پیدا می کنید می گذارد.  وقتی از زاویه ی متفاوتی به همان مشکل نگاه کنید ممکن است به برداشتی کاملا برعکس برسید.

با ما در ادامه ی مطلب همراه باشید.


چارچوب بندی ماهرانه ی مشکلات برای حل بهتر آن ها و تصمیم گیری بسیار مهم است.

از طرفی دیگر، افتادن به دام تله های ذهنی در چارچوب بندی مشکلات بسیار ساده است. بگذارید به سراغ یکی از این تله ها برویم – و چند نظر برای غلبه به آن ها ارائه کنیم.

توقفی کوتاه برای شما تا جان چندین نفر را نجات دهید

به سراغ آزمایشی ذهنی می رویم.

فرض کنید که دولت در حال آماده سازی برای جلوگیری از یک بیماری واگیر دار خطرناک است، که انتظار می رود 600 نفر را بکشد. دو برنامه برای مقابله با این بیماری به شما ارائه می شود و شما باید تنها یکی از آن ها را انتخاب کنید. این ها راه کار های پیش رو هستند.

برنامه ی الف: 200 نفر نجات داده می شوند.

برنامه ی ب: یک سوم احتمال دارد که 600 نفر نجات پیدا کنند، و دو سوم احتمال دارد که هیچ فردی نجات پیدا نکند.

انتخاب خود را به یاد داشته باشید.

حال فرض کنید که، به جای دو برنامه ی ارائه شده در بالا، دو برنامه ی زیر برای شما ارائه شده اند. با فرض حالت قبل کدام یک از این دو برنامه را انتخاب خواهید کرد:

برنامه ی ج: 400 نفر می میرند

برنامه ی د: یک سوم احتمال دارد که هیچ فردی نمیرد و دو سوم احتمال دارد که 600 نفر بمیرند.

آیا پاسخ های شما با هم سازگار است؟

کدام یک از برنامه های بالا را انتخاب کردید؟ (راهنمایی: اکثر مردم الف و د را انتخاب می کنند)

این سوال در آزمایشی مشهور توسط دو دانشمند به نام های آموس تورسکی و دنیل کانمن پرسیده شد (که باعث شد کنمن جایزه ی نوبل را دریافت کند)، و در این آزمایش 72% شرکت کننده ها گزینه ی الف را نسبت به ب، و 78% گزینه ی د را نسبت به ج انتخاب کردند.

این نتایج بسیار جالب هستند.

چرا؟

اگر تا کنون متوجه نشدید، باید بدانید که برنامه های الف و ج یکسان هستند، همچنین برنامه های ب و د. این ها نتایج یکسانی دارند – تعداد یکسانی از افراد می میرند و نجات می یابند، با همان احتمالات – اما این اطلاعات به صورت های متفاوتی ارائه شده اند – یا به عبارت دیگر چارچوب بندی شده اند.

تغییر ساده در کلمات باعث شده است که افراد تصمیمات خود را تغییر دهند و جواب هایی که می دهند با هم سازگار نباشد.

و در اینجا به قدرت چارچوب بندی پی می بریم.

مهم نیست که چقدر "منطقی" فکر می کنیم، احساسات و تصاویر ذهنی نقش بزرگی در تصمیمات ما ایفا می کنند – بسیاری از مواقع باعث می شوند که مفهوم اصلی در پس تصمیمات خود را نبینیم.

مشکل پیش رو، بیزاری از ریسک نیست. بیزاری از باخت و از دست دادن است.

 آیا تا به حال شنیده اید که به طور کلی انسان ها از ریسک بیزاند؟

آزمایشی که در بالا بحث شد نشان می دهد که این جمله شاید کاملا درست نباشد. وقتی که برنامه ها را به صورت تعداد افرادی که نجات می یابند ارائه شود افراد گزینه ی امن تر (برنامه ی A) را انتخاب می کنند. اما زمانی که برنامه ها را به صورت تعداد افرادی که می میرند ارائه می کنیم، اکثرا برنامه ی ریسک دار را انتخاب می کنند (برنامه ی D). اگر افراد از ریسک بیزار بودند همواره گزینه ی اول را انتخاب می کردند.

انسان ها مایل به ریسک هستند – اما معمولا زمانی که ریسک مورد نظر باعث جلوگیری از باخت و از دست دادن است.

این گونه است که در ذهن ما باخت ها قوی تر از برد ها هستند. زمانی که چیزی را از دست می دهیم احساسات منفی قوی تری دریافت می کنیم تا زمانی که چیزی را بدست می آوریم احساسات مثبت دریافت می کنیم (با توجه به تحقیقات حدوداً دو برابر قوی تر).

زمانی که یک میلیون تومان پول از دست می دهیم ناامیدی مان بیشتر از احساس خوشحالی است که وقتی یک میلیون تومان دریافت می کنیم.

ابزار های چارچوب بندی

اگر چارچوب بندی چنین تاثیری بر روی تصمیم گیری و حل مشکلات ما دارد، پس "راه درست" چارچوب بندی مشکلات چیست؟ چگونه از خود در مقابل تعصبات مان محافظت کنیم؟ چهار پیشنهاد برای شما داریم.

1.      زاوایای دید متعددی را امتحان کنید

هیچ وقت چارچوب اولیه را، بدون حداقل کمی تفکر، قبول نکنید – چه توسط شما ایجاد شده باشد چه توسط فرد دیگری.

از زوایای دید متفاوت استفاده کنید و مراقب پیچیدگی فکری خود باشید. بر روی تعریف مسئله و مشکل خود کار کنید.

از آنجایی که موقعیت ادراکی ما تعیین می کند که چگونه به مسائل نگاه می کنیم، مهم است که یاد بگیریم که چگونه دیدگاه خود را عوض کرده و به موضوعات از راه های دیگری نگاه کنیم.

2.      نظرات بی طرف و همه گیر مطرح کنید

برای جلوگیری از تعصباتی که در مورد مسائلی برد و باخت به وجود می آیند، مسئله را به صورت بی طرف مطرح کنید – جوری که هر دو دیدگاه مثبت و منفی را شامل شود. طوری آن را مطرح کنید که همه ی جوانب را شامل بشود.

در مثال قبل با برنامه های جلوگیری از بیماری می توانیم این گونه مسئله را مطرح کنیم:

·         برنامه ی الف: 200 نفر نجات می یابند. 400 نفر می میرند.

·         برنامه ی ب: یک سوم احتمال دارد که 600 نفر نجات یابند و 0 نفر بمیرند، و دو سوم احتمال دارد که 0 نفر نجات یابند و 600 نفر بمیرند.

فارغ از اینکه کدام گزینه را انتخاب می کنید، در این حالت می توانید آن ها را در وضعیتی متعادل بررسی کنید.

3.      موقعیت را برعکس کنید

مسئله را برعکس کرده و ببینید چه احساسی نسبت به آن دارید.

برای مثال، اگر در مورد بدست آوردن یک میلیون تومان پول است، تصور کنید که این پول را دارید و حالا آن را از دست می دهید. در حالتی یکسان، اگر در مورد از دست دادن یک میلیون تومان پول است، تصور کنید که یک میلیون تومان بدهکارید و حالا این پول را بدست می آورید.

ببینید که در مقایسه ی این دو حالت چه احساسی دارید. اگر متوجه عدم تقارنی قوی بین احساسات این دو موقعیت شدید، این علامتی است از اینکه شما تحت تاثیر چارچوب بندی این مسئله قرار گرفته اید.

4.      خود را از مسئله جدا کنید.

به دنبال عناصری در مسئله ی خود بگردید که باعث می شود پاسخ های احساسی نامتناسبی از شما سر بزند. خوب است که نسبت به نقشی که احساسات ما در تصمیم گیری هایمان دارند آگاه باشیم. احساسات خود را بشناسیم و آن ها را بیان کنیم – هرچند که انجام ندادن آن اغلب غیر ممکن است – اما اجازه ندهید که احساساتتان دید شما را محدود کنند.

برای جدا سازی اجزای منطقی و احساسی مسئله از یکدیگر، خود را از مسئله جدا کنید: فرض کنید که این موقعیت دارد برای شخص دیگری اتفاق می افتد، فردی که شما نمی شناسید. به طور معکوس، از افرادی نظر بخواهید که در این مسئله دخیل نباشند.

برای چند دقیقه احساسات خود را خاموش کرده تا زاویه دید جدیدی به مسئله اضافه کنید. بعد از آن می توانید از احساسات خود استفاده کنید.

 

 

با آرزوی موفقیت




برچسب ها : framing effect , framing the problem , چارچوب بندی , چارچوب بندی مشکلات , حل مشکلات ,
دسته بندی : مشاوره ,
 

آخرین مطالب

» تکنیک حل مسئله SCAMPER ( یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 )
» با ما همراه باشید ... ( یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 )
» آزمایشگاه ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» برف بازی ( پنجشنبه 26 بهمن 1396 )
» هرم یادگیری ( شنبه 16 دی 1396 )
» شش دغدغه افراد باهوش ( شنبه 2 دی 1396 )
» جبران کمبود خواب ( شنبه 25 آذر 1396 )
» مراسم روز بزرگداشت حافظ ( شنبه 22 مهر 1396 )
» 12 نکته برای بالا نگه داشتن سطح انرژی ( پنجشنبه 13 مهر 1396 )
» هر هفته، سال نو مبارک !!! ( چهارشنبه 8 شهریور 1396 )
» تله ی ذهنی نسبیت ( دوشنبه 6 شهریور 1396 )
» لیست 100 تایی ( دوشنبه 30 مرداد 1396 )
» عادت "چرا؟" ( دوشنبه 23 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان (قسمت دوم) ( یکشنبه 22 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان ( چهارشنبه 18 مرداد 1396 )