تبلیغات
دبیرستان غیردولتی شهید مدرس
 
 
 

تله ی ذهنی نسبیت

نویسنده : مجتبی مسعودی | تاریخ : 10:41 ق.ظ - دوشنبه 6 شهریور 1396



تله ی ذهنی نسبیت: چگونه باعث گمراهی ما می شود

ذهن ما جهان اطراف را از طریق مقایسه درک می کند. برای مثال، زمانی که خرید می کنید چگونه تشخیص می دهید جنسی گران است یا ارزان؟ خب معلوم است با مقایسه ی قیمت با سایر کالا ها. این کار در سایر موارد زندگی نیز صحت دارد: ما دائم در حال مقایسه هستیم هر چیزی در هر جایی.

درست است مقایسه کردن طبیعت بشر است، اما قضاوت هر چیز صرفا از طریق مقایسه ممکن است باعث شود غیر منطقی فکر کنیم و تصمیمات نادرست بگیریم. در نهایت، وقتی متوجه تصمیم نادرست خود می شوید احساس حقارت می کنیم.

چگونگی کارکرد این تله ی ذهنی را ببینید و راه فرار از آن را یاد بگیرید.


نسبیت در زندگی روزمره: خودکار و کت و شلوار

خودتان را در این وضعیت تصور کنید: امروز باید دو کار انجام دهید خرید یک خودکار جدید و یک دست کت و شلوار جدید برای کار.

در مغازه ی لوازم تحریر فروشی خودکاری را با قیمت 16$ پیدا می کنید. قصد خرید آن را دارید، اما ناگهان به یاد می آورید که همین خودکار در مغازه ای دیگر که فقط 15 دقیقه با شما فاصله دارد با قیمت 1$ به فروش می رسد. آیا خودکار 16$ دلاری را می خرید یا به سراغ خودکار 1$ دلاری می روید؟

خب، حال به سراغ کار دوم می رویم: باید کت و شلوار بخرید. کت و شلواری را پیدا کرده اید با قیمت 500$ و هنگامی که منتظر صندوق دار برای پرداخت وجه هستید فردی به سراغ شما می آید و می گوید که همین کت و شلوار در مغازه ی دیگری که 15 دقیقه با شما فاصله دارد با قیمت 485$ به فروش می رسد. آیا کت 500$ را می خرید یا 15 دقیقه رانندگی می کنید تا کت 485$ را بخرید؟

چند دقیقه خوب فکر کنید و به سوالات بالا جواب دهید.

شرایط مشابهی برای گروهی از افراد جهت تست ارائه شد (توسط Amos Tversky و Daniel Kahneman، همان افراد نابغه ای که آزمایش چارچوب بندی را ارائه کرده اند) نتیجه؟ آن ها دریافتند که اکثر افراد برای خرید خودکار ارزان تر رفته، ولی هنگام خرید کت و شلوار همان قیمت 500$ را انتخاب کرده اند.

چه اتفاقی افتاده است؟ آیا تناقضی که در اینجا رخ داده است را می توانید ببینید؟

ارزش هر دلار با دلاری دیگر یکسان است یا نه؟

کاملا مشخص است که ذهن ما، ما را فریب داده است. در هر دو موقعیت شما باید بین صرفه جویی در 15$ دلار پول یا 15 دقیقه وقت انتخاب کنید: قیمت نهایی کالایی که قصد خرید آن را دارید هیچ اهمیتی ندارد ( و این همان نکته ی گمراه کننده ای است که در این آزمایش برای نشان دادن رفتار متناقضی که محققان به دنبال آن بودند به کار رفته است).

فرقی نمی کند اگر 15$ را در خرید یک خودکار، یک دست کت و شلوار، یک خودرو یا یک قایق تفریحی، صرفه جویی کنید در نهایت نتیجه یکسان است: 15$ در جیب شما باقی می ماند. تنها سوال مهمی که اینجا مطرح است این است که: "آیا 15 دقیقه از زمان برای صرفه جویی در 15$ پول ارزش دارد؟"

اتفاقی که در اینجا می افتد این است که ذهن شما، بدون کمک خارجی، قابلیت تصمیم گیری ندارد، اگر تخفیف 15$ ارائه شده خوب است: باید چیز دیگری برای مقایسه با آن پیدا کنیم (در این مورد قیمت نهایی کالا).

و این همان مشکل ماست: در زندگی به همه ی مسائل را به طور نسبی نگاه می کنیم، تفاوت ها را می سنجیم، به جای اینکه به ارزش خود مسئله ی مورد نظر نگاه کنیم.

مقایسه کردن و برآورد مسائل متناسب با یکدیگر میانبر بسیار کاربردی و مفیدی است، اما همانطور که در مثال بالا نشان داده شد، در بسیاری از موارد باعث می شود نتوانیم تصمیمی عاقلانه بگیریم.

تله های نسبیت همه جا هستند

بدون هیچ جای تعجب، تله نسبیت نه تنها در هنگام خرید خودکار و کت و شلوار بروز پیدا می کند بلکه تقریبا در تمامی مسائل زندگی وجود دارد.

نسبیت، به همراه مقایسات اشتباهی که با خود می آورد، باعث می شود نسبت به خود احساس بدی پیدا کنید، زیر بار قرض بروید، و تصمیماتی بگیرید که باعث تغییر در زندگیتان شود که کاملا احمقانه هستند. به طور خلاصه باعث حقارت و بیچارگی شما شود.

مثال ها بیشمار هستند؛ اما چند تای آن ها را در پایین بخوانید

·        مقایسه ی خود با دیگران: این یک مشکل بسیار بزرگ است. اگر ارزش خود را با مقایسه ی خود با دیگران (در هر بعدی که خودتان انتخاب کنید) بررسی کنید، مسلما نا امید می شوید: همیشه افرادی هستند که در برخی جهات نسبت به شما برتری دارند. بحث در مورد این قضیه بسیار مفصل است، اما همین قدر کافی است که بگوییم چیزی که را که خودتان می دانید اشتباه است تکرار نکنید: خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ همیشه بازنده ی این قضیه شما هستید.

·        مرغ همسایه غازه: ثروتمند ترین فرد در محله ای فقیر نشین معمولا احساس رضایت بیشتری نسبت به فقیر ترین فرد در محله ای ثروتمند نشین دارد، بدون در نظر گرفتن ارزش خالص دارایی هایشان! در مورد نسبیت، افراد اغلب خود را با همسایه ها و اطرافیان خود مقایسه می کنند، و احساس اینکه از "بقیه" عقب افتاده اند را دوست ندارند. این چرخه ای بی پایان است: هر چه مردم دارایی بیشتری داشته باشند، افرادی را که با خود مقایسه می کنند سطح بالاتر می بینند.

·        بردن ( و داشتن احساس باخت). آیا بردن مدال نقره کمی تلخ تر از بردن مدال برنز نیست؟ علی رغم ارزشی که مدال ها دارند، بردن مدال نقره معمولا به معنی شکست در بردن مدال طلا ست. اما در مورد مدال برنز، قضیه به صورت مدال یک مدال در مقابل بردن هیچ مدال است.

·        استفاده بهینه از "پیشنهاد ویژه". ارائه ای گران ترین جنس در ابتدا یکی از شگرد های شناخته شده ای است که توسط فروشندگان به کار گرفته می شود. قیمت های بسیار بالای این کالاها در ذهن افراد باقی می ماند و باعث می شود سایر کالا ها را در مقایسه ی با آن بسیار ارزان تر ببینند. خیلی وقت ها این اجناس "ارزان" اصلا ارزان نیستند، اما با کمک نسبیت، شما فکر می کنید که خریدی بسیار خوب انجام داده اید.

از طرفی دیگر ممکن است بعضی افراد به سراغ اجناس گران تر بروند چون در مقایسه با اجناس ارزان تر تفاوت قیمت چندان بالا نیست. اغلب، افراد به راحتی حاضر هستند تا 3000$ دلار برای خرید صندلی چرمی ماشین 25000$ دلاری خود خرج کنند (25000$ به عنوان قیمت مقایسه استفاده می شود)، اما زمانی که بخواهند همین مبلغ را برای خرید مبلمان خانه خرج کنند به مشکل بر می خورند (معمولا چیز مشخصی برای مقایسه پیدا نمی کنند)

چگونه از پس تله ی نسبیت برآییم

آیا فرار از تله ی ذهنی نسبیت ممکن است؟ Dan Ariely در کتاب خود "غیر منطقی بودن به طور قابل پیش بینی" (Predictably Irrational) به این سوال پاسخ می دهد.

راه فرار از فکر کردن به صورت مقایسه ای و نسبی این است که به صورت مطلق فکر کنیم: باید از تله ی مقایسه های سطحی فرار کرده و گسترده تر فکر کنیم.

به سراغ مثال خرید خودکار و کت و شلوار می رویم: در برابر وسوسه ی نگاه نسبی به صرفه جویی در 15$ نسبت به قیمت نهایی کالای مورد نظر مقاومت کنید (مقایسه ای که آنی و به طور خود جوش رخ می دهد). از مقایسه ی سطحی فرار کرده و این صرفه جویی را در مقیاسی وسیع تر بررسی کنید. از خود بپرسید "با این 15$ دلاری که ذخیره کردن چه کار می توانم بکنم؟" و ببینید که با این کار چگونه می توانید انتخاب بهتری داشته باشید.

شاید یک کتاب بخرید؟ پس انداز کنید؟ به خیریه ببخشید؟ بالاتر از اینها، این سوال را از خود بپرسید: "آیا 15$ ارزش رانندگی به جای دیگر و صرف 15 دقیقه وقت من را دارد؟" به طور خلاصه تر، فراتر از موقعیت کنونی بیندیشید.

شاید در این 15 دقیقه بتوانید سر کار خود برگردید و بیشتر از 15$ بدست آورید. یا شاید 15 دقیقه استراحت چیزی است که واقعا به آن نیاز دارید. هر تصمیمی که بگیرید، این را به خاطر داشته باشید: این کار هیچ ربطی به قیمت خودکار یا کت و شلوار ندارد، بلکه مربوط می شود به اینکه چیزی که در آن صرفه جویی می کنید (زمان؟ پول؟ انرژی؟) و یا ذخیره می کنید در مقیاس وسیع تر چقدر برای شما اهمیت دارد.

این مثالی ساده بود اما اگر خوب راجع به آن فکر کنید، می توانید در هر موردی در زندگی خود از آن استفاده کنید. نظرتان در مورد مقایسه نکردن خود با دیگران و بررسی گسترده احساس خود نسبت به زندگیتان نسبت به خودتان چیست؟ یا اینکه به جای تمرکز بر روی مدال طلایی که نگرفته اید بر روی ارزش مدال نقره خود تمرکز کنید.

فراتر از موقعیت کنونی خود فکر کنید، از مقایسه های ساده و سطحی فرار کرده و زاویه ی دید وسیع تری برای رویت مسائل بیابید. وقتی به زندگی از این زاویه نگاه کنید، همه چیز را با دید جدید و مثبت تری می بینید.

امتحان کنید: از یک سری تصمیمات مهمی که گرفته اید یادداشت بردارید (و حتی برخی از تصمیمات غیر مهم خود) و بعد دیدگاه خود را از زاویه ای نسبی و همچنین از زاویه ای مطلق بنویسید. آیا تصمیمات شما از راه اول بهتر است یا دوم؟ چرا؟ چگونه؟

با این که در فرض ساده است، فکر کردن به طور مطلق شیوه ای نیست که به آن عادت داریم، پس انجام آن همیشه نیازمند صرف تلاش و کوشش هوشیارانه ی بسیاری است. اما مطلقا ارزش این کار را دارد.



 

آخرین مطالب

» برف بازی ( پنجشنبه 26 بهمن 1396 )
» هرم یادگیری ( شنبه 16 دی 1396 )
» شش دغدغه افراد باهوش ( شنبه 2 دی 1396 )
» جبران کمبود خواب ( شنبه 25 آذر 1396 )
» مراسم روز بزرگداشت حافظ ( شنبه 22 مهر 1396 )
» 12 نکته برای بالا نگه داشتن سطح انرژی ( پنجشنبه 13 مهر 1396 )
» هر هفته، سال نو مبارک !!! ( چهارشنبه 8 شهریور 1396 )
» تله ی ذهنی نسبیت ( دوشنبه 6 شهریور 1396 )
» لیست 100 تایی ( دوشنبه 30 مرداد 1396 )
» عادت "چرا؟" ( دوشنبه 23 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان (قسمت دوم) ( یکشنبه 22 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان ( چهارشنبه 18 مرداد 1396 )
» هزینه ی غرق شده ( دوشنبه 16 مرداد 1396 )
» پشتکار ( یکشنبه 8 مرداد 1396 )
» تولید ایده ( یکشنبه 1 مرداد 1396 )